برای هم جوک بسازیم... ولی احمق و دروغگو نباشیم

این روزها مطلبی رو با عنوان " يه روز يه تركه يه لره يه رشتيه" دوستان بارها برای من فرستادند....در جاهای مختلف هم این مطلب رو زیاد دیدم اینروزها....نویسنده بیسواد و تاریخ نخونده اش هم خیلی احساساتی بوده... البته با قصد خیر ... اما...د

ایشون میگه: " یه روز یه ترکه، اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛ خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛ یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد! جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو.. ، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.. ."

... اما یه روز یه ستارخان و باقرخانی بودند که اومدن تهران... بعد از مدتی بهشون گفتن بابا دستتون درد نکنه... حالا دیگه ترک بازی در نیارید و هر روز از اینور شهر با کل گروهتون یورتمه نرید اینور و اونور شهر...نظم و ترتیب شهر و آسایش مردم رو به هم نزنید...حالیشون نمیشد..... اسلحه شون رو هم کنار نمیگذاشتند حتی بعد از به حکومت رسیدن مشروطه خواهان... این شد که مجبور شدن با زور سر جاش بشوننش....باقرخان هم که توسط طالبانی های کردستان کشته شد.. اصلا موافق آزادی و مشروطه نبود و بیشتر با آخوندهای ضد مشروطه حشر و نشر داشت... بخش مهمی از انگیزه ستارخان هم مشکل شخصی اون با نظام قاجار بود که برادرش رو اعدام کرده بود و یا میخواست اعدلم کنه...تقریبا یه جمله از ادعای حرفهای این نویسنده هم درست نیست

نویسنده فرمودند که :" یه روز یه رشتیه.. ! - اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛ برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛ اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد ..."

اما ...یه روز یه میرزاکوچک خان بود که یه خرده دیگه بهش رو میدادن، پریده بود بغل روسیه تا حکومت عادلانه کمونیستی برقرار کنه و یه قسمت دیگه از خاک ایران رو به اسم آزادیخواهی از ایران جدا کنه... ایشون خودش رو رهبر جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران و " جمهوری سرخ گیلان" میدونست یا به این عنوان شناخته میشد...البته شاید هم ندانسته به این دام افتاد......ولی اگر این اتفاق می افتاد تجزیه زودهنگام ایران جز به نفع کشورهای خارجی نبود...نویسنده اون مطلب انقدر بیسواده که نرفته ببینه که اتفاقا در اونزمان رضاخان در ایران تنها بدنبال برقراری جمهوری بوده و نه اون خزعبلاتی که ایشون فرمودن. بعدم که جناب آقای با ادب و با اخلاق... اون گاو وحشی اگر نبود... شما الان داشتی دنبال بابات گوسفند میچروندی...

و اظهار فضل فرمودند که :" یه روز یه لره بود، کریم خان زند. ساده زیست ، نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد."

اما ...کریم خان زند اصلا لر نبوده و بیشتر و در اصل کرد بوده... فقط کمی مطالعه این رو ثابت میکنه

طایفه زند نام یکی از طوایف لک است. اصالت طوایف زند بر می‌گردد به لک‌های کوچ رو که در الشتر زندگی می‌کرده‌اند. لک‌های الشتر از نسل امرای حسنویه که از کردهای شهرزور بوده و به این منطقه مهاجرت کرده‌اند میباشند. کریم خان زند و لطفعلی خان زند پادشاهان سلسله زندیه از افراد مشهور این طایفه هستند. جمع کثیری از زند در زمان صفویه به ملایر و دره گز خراسان تبعید شدند. طوایف زند در ایّام تسلّط عثمانی‌ها بر مغرب ایران در عهد افاغنه گاهی بر ترکان می‌تاختند و زمانی بر افغانان. اتفاقا کریم خان در جلب حمایت طوایف لر توفیق چندانی نداشته است.

منظور اینکه برای یه حرف خوب و نه لزوما درست نباید از خودمون شعر ببافیم.... ببشتر جوکهای درباره ترک ها و لر ها و قزوینی ها و آبادانی ها و کردها رو خود مردم این شهرها میسازن... خب حتما دلشون میخواد بخندند... به بقیه چه...مثل آبادانی های با صفا که خودشون روزی 10 تا جوک برای خودشون میسازن...یا آذری زبانهای عزیز که قطعا با ساختن جوک برای خودشون قصد تفرقه با خودشون رو ندارن...احمقانه تر اینه که فکر کنیم مثلا دولت های بیگانه بدست رضاخان این نوع جوک ها رو باب کردن... پس باید رضا خان یه 500 سالی عمر داشته باشه... چون بعضی جکها درباره قزوینی ها و لر ها و ترکها... تاریخشون به 500-600 سال قبل میرسه... عبید زاکانی هم جزو ساواک بوده... چون طی یک برنامه مدون... برای خیلی شهرها و لهجه ها و شغل ها جوک ساخته

در همه کشورهای دنیا جوک گفتن با لهجه و یا برای مردم بعضی شهرها مرسومه... اینایی که در کشورهای دیگه زندگی میکنن میتونن اینو تایید کنن...پس هیچ خری نیومده که اتحاد مقدس ما رو بشکنه...فقط ما آدمهای احساساتی بیسوادی هستیم که نمیریم مطالعه کنیم... و یه چیزهایی هم گاها مینویسیم ارواح عمه مون.

تا حالا جوک کسی رو نکشته... و هیچ کس جوک نمیسازه که به یه زبان یا شهر توهین کنه... این شهرها و کارکترها ... سمبل آدمهای ساده، ساده لوح؛ خودبزرگ بین، خسیس و ... هستند... نه سمبل شهرها و اقوام و زبانها..... ولی دروغ و حماقت آدمهای زیادی رو کشته... حماقتی که معتقده رمز دوستی و اتحاد ما جوک نساختن بوده...حماقتی که میگه ما برای این جوک میگیم که قصد توهین به هم رو داریم... حماقتی که میگه همه این جوکها نتیجه دستهای بیگانه در روح ماست...حماقتی که معتقده ما از روی عمد به همدیگه می خندیم... و برای تحقیر همدیگه جوک میسازیم...این حماقت ها... تمومی نداره.

جوک بگیم درباره هم و بخندیم بهتر از اینه که با حماقت سطح این جوک ها رو تا عمق و بطن تفاوت های زبانی و قومی توسعه بدیم... نگران هم نباشیم که به اصفهانی ها برمیخوره مثلا... بنده بعنوان یک اصفهانی مجوز میدم به شما درباره دید مقتصدانه و خساست ماها تا آخر عمرتون جوک بسازید....چون میدونم هیچ چی ته دل شما هموطنان من نیست... ولی گول حرف های احمقانه رو نخورید.

2 comments:

پریسا صفرپور said...

درود به شما دوست خوبم
من این مطلب رو در بلاگی خوندم و دوست داشتم همین رو بیان کنم چون سعی کرده ام تاریخ را آن گونه که حکومت آخوندی گفته یاد نگیرم و حقیقت رو بفهمم..اما فکر کردم این وظیفه من نیست که تاریخ رو بهش یاد بدم و فقط ازش تعریف کردم چون از این جوک سازیها متنفرم.ممنونم از این یاداوری شما ایران از این افراد کم نداشته که بیش از اونکه یار مردم باشند خودخواه و دشمن بودند

پیوستگی said...

با سلام،
اینو دیگه حتما باید بخونین. دیگه توی این مقاله اتمام حجت کردم.
اردوان