چرا از محمد امین ولیان می ترسند

از محمد ولیان می ترسند، خودشان و اربابان بیگانه شان. می ترسند چون وجود محمد امین 20 ساله نشان می دهد که آتش ایران پس از 30 سال سرکوب سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نمرده است و نخواهد مرد.

از محمد ولیان می ترسند چون جوان شهر کوچک دامغان به جهان می گوید که حکومت دینی شان توان مدیریت عادلانه یک روستا را هم ندارد.

از محمد ولیان می ترسند، چون می دانند سنگ در دست او آخرین سنگ نخواهد بود.

از محمد ولیان می ترسند، چون او برادرانی دارد در هر کجای ایران و بلکه جهان که ننگ دارند اندیشه خود را با تفنگ و گلوله تشریح کنند.

از او می ترسند چون جز ترسیدن از مردم دست بسته هیچ نیاموخته اند..

از محمد می ترسند چون به آنها اربابان بیگانه شان می گوید که ایران آزمایشگاه خوبی برای پلشتی های بی ریشه شما نیست.

از او می ترسند چون به انگارشان با حذف محمد فردای ایران تمام می شود، نمی دانند که فردای سرزمین ایران تازه آغاز شده است.

از محمد امین می ترسند چون می بینند از مدارس و دانشگاه هایی که قرار بوده است تنها پلشتی بیشتر بزاید، بواسطه خاک پاک شقایق های سرخ روییده است.

آری بترسید.

شما حقیر تر از آنید که از بزرگی محمد امین ولیان نترسید.

بترسید و وحشت عریان و کثیف خود را با شمشیرهای خون آلود نشان دهید.

برادران محمد ایستاده اند، تا به شما نشان بدهند که وحشت بزرگ تری هنوز در راه است.

برادران محمد امین ایستاده اند با سکوتی سرد، چشم در چشم کوههای البرز و سبلان و زاگرس. ایستاده اند از آذربایجان و کردستان و اهواز دلیر تا گنبد و خراسان و سیستان و بلوچستان. ایستاده اند تا مردمی و انسان بودگی را معنایی دیگر ببخشند. ایستاده اند همیشه، و ایستاده می مانند تا محمد امین نه تنها باشد و نه آخرین آزاده.

بترسید، که سگان بازار جز ترسیدن از سنگی در دست نمی دانند.

لایحه درخواست آزادی محمد امین دلیر را امضا کنید.

2 comments:

پریسا said...

چون مشت نمونه خروار است.خدا قوت رفیق

farden said...

ما با امریکا و تفاله های ان در جنگیم در این راه از هیچ چیز نمی ترسیم حتی اگر تمام دنیا به پشت کنند این است اموزه روز عاشورا و امروز امثال این پسره به خاطر ترس از این فرهنگ به دستور اربابانشان در روز عاشورا پارس کردند و به جای انها عرعر مستانه سر دادند ولی انها فکر این روز را نمی کردند